
بزرگسالانی که در خانواده تکوالدی رشد کردهاند، اغلب الگوهای خاصی در هویت، دلبستگی و تابآوری دارند. در این مقاله تجربه بلندمدت این فرزندان را از نگاه روانشناسی بررسی میکنیم.
بسیاری از پژوهشها و گفتوگوهای عمومی درباره خانواده تکوالدی، بر تجربه و فشار روانی خود والد متمرکز است؛ اما کمتر به تجربهای پرداخته میشود که فرزند این خانواده، سالها بعد و در بزرگسالی، با خود حمل میکند. بزرگ شدن با یک والد - چه بهدلیل طلاق، فوت، یا انتخاب مادر یا پدر برای فرزندپروری مستقل - تجربهای است که هویت، سبک دلبستگی و نگاه فرد به روابط را در بزرگسالی شکل میدهد؛ گاه به شکل تابآوری چشمگیر و گاه به شکل الگوهای نیازمند بازنگری.
هویت و احساس «تفاوت»
بسیاری از افرادی که در خانواده تکوالدی بزرگ شدهاند، از دوران کودکی احساس «متفاوت بودن» را با خود حمل میکنند؛ بهویژه در محیطهایی که ساختار خانواده دو-والدی هنجار در نظر گرفته میشود. این احساس میتواند به دو شکل بروز کند: برخی افراد این تفاوت را به منبعی از قدرت و استقلال زودهنگام تبدیل میکنند، و برخی دیگر آن را با شرم یا احساس کمبود پیوند میزنند، بهویژه اگر در کودکی مورد ترحم یا کنجکاوی نامناسب اطرافیان قرار گرفته باشند.
الگوهای دلبستگی در بزرگسالی
تجربه رشد با یک والد، میتواند سبک دلبستگی فرد در روابط بزرگسالی را تحت تأثیر قرار دهد، هرچند این تأثیر قطعی یا یکسان برای همه نیست. دلبستگی ایمن با استقلال بالا: بسیاری از این فرزندان، بهخصوص وقتی والد باقیمانده رابطهای گرم و باثبات فراهم کرده، دلبستگی سالم همراه با استقلال زودرس و قدرت مسئلهگشایی بالا توسعه میدهند. حساسیت به ترک شدن: برخی دیگر، بهویژه اگر غیبت والد دوم با درد یا بیثباتی همراه بوده، در بزرگسالی نسبت به نشانههای ترک یا فاصلهگیری در روابط عاطفی حساسیت بیشتری نشان میدهند. دشواری در اعتماد به ثبات رابطه: برخی افراد، بهویژه اگر خانواده دچار تنشهای مالی یا عاطفی مکرر بوده، در بزرگسالی نیاز به شواهد مکرر از پایداری رابطه دارند.
تابآوری: روی دیگر سکه
پژوهشهای روانشناسی رشد نشان دادهاند که بسیاری از فرزندان خانوادههای تکوالدی، مهارتهای تابآوری، مسئولیتپذیری و انطباقپذیری بالاتری نسبت به همسالان خود توسعه میدهند؛ نه به این دلیل که تکوالدی بهخودیخود مفید است، بلکه چون این فرزندان اغلب زودتر یاد میگیرند با تغییر، عدم قطعیت و مسئولیت کنار بیایند. نکته کلیدی این است که کیفیت رابطه با والد موجود - نه ساختار ظاهری خانواده - مهمترین عامل پیشبینیکننده سلامت روانی بلندمدت این فرزندان است.
چگونه این تجربه را در بزرگسالی بازتعریف کنیم؟
برای بسیاری از بزرگسالانی که با یک والد رشد کردهاند، مرور آگاهانه این تجربه - نه از دریچه کمبود، بلکه از دریچه واقعیت پیچیده آن - میتواند بسیار رهاییبخش باشد. شناسایی الگوهایی که ممکن است هنوز در روابط فعلی فعال باشند (مانند ترس از وابستگی یا نیاز افراطی به کنترل)، و تفکیک آنها از هویت واقعی فرد، بخش مهمی از این مسیر است. همچنین قدردانی از تابآوری کسبشده، بدون انکار سختیهای واقعی آن دوران، تعادلی سالم بین پذیرش گذشته و رشد رو به جلو ایجاد میکند.
پرسشهای متداول
آیا بزرگ شدن با یک والد همیشه به مشکلات روانی در بزرگسالی منجر میشود؟
خیر، پژوهشها نشان میدهند کیفیت رابطه با والد موجود، عامل مهمتری از ساختار خانواده است. بسیاری از این فرزندان سلامت روانی کاملاً پایداری در بزرگسالی دارند.
چرا برخی از این فرزندان در روابط عاطفی احساس ناامنی میکنند؟
اگر غیبت والد دوم با تجربهای دردناک یا بیثبات همراه بوده، ممکن است در بزرگسالی نسبت به نشانههای فاصلهگیری در روابط حساستر باشند؛ اما این یک قاعده مطلق نیست.
آیا فرزندان تکوالدی واقعاً مسئولیتپذیرتر میشوند؟
بسیاری از پژوهشها این الگو را تأیید میکنند، هرچند این مسئولیتپذیری گاه با فشار زودهنگام همراه بوده و نیاز به پردازش در بزرگسالی دارد.
چطور میتوان الگوهای ناسالم باقیمانده از این تجربه را شناسایی کرد؟
توجه به واکنشهای شدید یا نامتناسب در روابط فعلی - مثل ترس افراطی از تنهایی یا برعکس، اجتناب از وابستگی - میتواند نشانهای برای شروع کار روی این الگوها باشد.
اگر تجربه رشد با یک والد، هنوز در روابط یا احساس شما نسبت به خودتان اثر میگذارد، ارزش دارد این تجربه را با کسی که گوش شنوا دارد در میان بگذارید. مشاوران ما میتوانند در این بازخوانی، همراه شما باشند.
> برای گفتوگو درباره تجربه کودکی و اثرات آن بر زندگی امروزتان، همین امروز وقت مشاوره رزرو کنید.
برچسبها
منبع
عنوان اصلی منبع
The Consequences of Divorce for Adults and Children
نویسندگان
Amato, P. R.
مجله
Journal of Marriage and Family
سال انتشار
۲۰۰۰
بازبین علمی
حدیث رستگار
تاریخ آخرین بازبینی
۶ مهر ۱۴۰۵
مقالات مرتبط
اضطراب پس از آسیبدیدگی یا معلولیت ناگهانی؛ سازگاری با یک زندگی جدید
یک حادثه یا بیماری ناگهانی که به معلولیت یا محدودیت جسمی منجر میشود، میتواند موجی از اضطراب و سردرگمی هویتی ایجاد کند. در این مقاله به بررسی این فرایند و راههای سازگاری روانی میپردازیم.
ترس از تصمیمگیریهای بزرگ زندگی؛ وقتی هر انتخاب فلجکننده بهنظر میرسد
برخی افراد در مواجهه با تصمیمهای بزرگ زندگی دچار نوعی فلج فکری میشوند؛ در این مقاله دلایل روانشناختی این ترس و راهکارهای عبور از تردید مزمن را بررسی میکنیم.
روانشناسی دیرکردهای مزمن؛ چرا برخی افراد همیشه دیر میرسند؟
دیرکردهای مزمن معمولاً ربطی به بیمسئولیتی ندارد؛ در این مقاله ریشههای روانشناختی این عادت و راههای واقعی برای تغییر آن را بررسی میکنیم.
